بسیاری از جوانان دهه 1960 امریكا هنوز عبارات رئیس جمهور این كشور رابه خاطر میآورند. سخنرانی 25 می1961 جاناف کندی نقطهای تاریخی در ماجراجویی علمی و فنی بشر محسوب میشود: «من باور دارم که این ملت باید خود را وقف نیل به این هدفبسازد که پیش از پایان دهه انسانی را روی کره ماه فرود آورده و وی را به سلامت به زمین بازگرداند.» هدفی که کندی از آن سخن میگفت، در بیست و یکم جولای 1969 با فرود آپولو11 بر سطح کره ماه تحقق یافت. وقتی صدای نیل آرمسترانگ در حال بیان «این است یک قدم کوتاه برای یک انسان و یک جهش عظیم برای بشریت» برای کره زمین مخابره شد، نه تنها مردم ایالات متحده، بلکه بسیاری از افراد کل کره خاکی از نیل به هدفی که برای انسان بیش از اندازه مشکل به نظر میرسید، به خود بالیدند. صدها سال رشد علوم و فناوری در نقاط مختلف کرهزمین، در نهایت با نهادهشدن پای چپ آرمسترانگ در کره ماه، یکی از دیرینهترین آرزوهای بشر را پاسخ گفت.
چندی پیش مجله وایرد مصاحبهای با پل دیویز فیزیکدان انگلیسی، استاد دانشگاه ایالتی آریزونا و مدیر BEYOND، مرکز مفاهیم اصولی در علوم، انجام داده بود که در آن دیویز ایده عجیب خود و گروهش را بیان كرد. او و گروهش روی پروژهای کارمیکنند که به افراد اجازه خرید یک بلیت یک طرفه به سیاره مریخ را میدهد. آنها سعی دارند تا با ایجاد یک کلونی در سیاره مارس، افراد علاقهمند را با دریافت 20 درصد هزینه رفت و برگشت یک انسان به مریخ، راهی سیاره مزبور كنند. تنها موضوعی که علاقهمندان باید در نظر داشته باشند این است که برای این سفر بازگشتی تصور نمیشود و آنها مجبورند، بقیه عمر خود را در سیاره مریخ و در ایستگاههای تعبیه شده در این سیاره به سر برند.
دیویز در مصاحبهاش اشاره میکند که احتمال تأمین مالی این پروژه از طرف ناسا بسیار بعید به نظر میرسد. وی میگوید: «ایالاتمتحده انگیزهاش را در جذب چنین پروژههای خاص و ماجراجویانهای از دست داده است. این کشور در حال حاضر بیشتر به ملتی فلج شبیه شده است. آژانس فضایی اروپا کارهای خوبی انجام میدهد، اما بازهم قبول چنین موردی تا این حد خاص از طرف آنها نیز دور از انتظار است. در مقابل چینیها ممکن است قبول کنند تا این کار را انجام دهند. آنها ملتی جوان هستند که جسارت، بینش و فلسفهای بلندمدت را با خود یدک میکشند.» هر چند به شخصه متوجه برخی از صحبتهای پروفسور دیویز (به مانند بخشی که چین را ملتی جوان و جسور میخواند) نمیشوم، اما به طور کلی تصویری که وی القا میکند، چندان دور از واقعیت نیست. موضوع عدم سرمایهگذاری دولتها و آژانسهایتحقیقاتی و علمی در چنین پروژههایی تا این اندازه خاص، چندین سال است که به صورت جدی موردبحث قرارگرفته است. این موضوع را میتوان از دو منظر مورد بحث و بررسی قرار داد: نخست بحث مسائل اخلاقی است که به طور خاص درباره کار دیویز و گروهش بیش از بخشهای دیگر خود را برجسته میکند. البته مفهومی که من از عدم رعایت اخلاق در اینجا بیان میدارم، در حقیقت به معنای انجام تحقیقی غیرانسانی نیست. پروژه دیویز از هیچ نظر به پروژههای مشهور غیراخلاقی تاریخ مانند آزمایشهای مرتبط با تأثیر ماده مخدر LSD توسط نهادهای فدرال ایالات متحده در دهه 50 شبیه نیست. بلکه طرح او، جدا از عملی بودنیانبودن آن، فقط ایدهای است که شاید کمی نزدیک به مرزهای اخلاقی در حرکت باشد. نكته جالب توجه این كه بلافاصله پس از اعلام وی، بیش از یك هزار نفر برای انجام اینکار ثبتنام كرده و قبول كردهاند که در صورت عملیشدن این پروژه در آن شرکتكنند. جنبه دیگر چنین طرحهایی مسائل مالی است. سرمایهگذاری عظیم روی پروژههایی که با وجود خدمتفراوان به بشر، ممکن است برنامه بازگشت مالی مشخصی نداشته باشند، مسئلهای است که حتی بسیاری از نهادهای دولتی ثروتمند ایالات متحده را نیز تحریک نمیکند.
نمونه بهتری از پروژههایی بدون بازگشت مالی مشخص، آزمایشی است که انستیتو مسائل بیومدیکال و آژانس فضایی اروپا به صورت مشترک انجام دادند. در این آزمایش شش نفر (سه روس، یک ایتالیایی، یک فرانسوی و یک چینی) در یک پروژه شبیهسازی سفر به مریخ قرار داده شدهاند که باعث شد آنها 520 روز در یک محیط کاملاً ایزوله قرار گیرند. این افراد که به صورت داوطلبانه برای این آزمایش ثبتنامکرده بودند، در واقع هیچگاه از سطح زمین جدا نشدند، اما سعی شد تمام شرایط قرارگیری در مریخ برایشان شبیهسازی شود تا به این ترتیب بتوان درک بهتری از چالشهایی که در مأموریت احتمالی حقیقیرخ خواهدداد، پیدا كرد. این پروژه در پنجم نوامبر 2011 خاتمه یافت. بیل داناهیو، نویسنده و ژورنالیست امریکایی در گزارش کاملی که در ماهنامه وایرد در ماه نوامبر2011 به چاپ رساند، سعی کرد تا وضعیتروانی این فضانوردان مجازی را تحلیل و بررسی كند. او در ارتباط متداوم خویش با این فضانوردان دریافت که عدم ارتباط آنها با دنیای بیرون و محیط محدود درون فضاپیمای شبیهسازیشده به همراه علم به این موضوع که آنها در عمل از نزدیکترین شعبه مک دانلدز چند صد متر هم بیشتر فاصله ندارند، باعث شده تا این گروه با اختلالهای روانشناسانه بسیار جدی مواجه شود که حتی شاید تا ماهها پس از اتمام پروژه نیز آنها را همراهی کند. در نتیجه ما با پروژهای روبهرو هستیم که نه تنها برای رسانههای عمومی جذابیت ویژهای نداشته و هزینهای بسیار بالا به همراه دارد، بلکه میتواند از نظر اخلاقی نیز مورد تردید قرارگیرد.
© کپی رایت توسط
موسسه پروفسور حسابی { بانک مقالات علمی و پژوهشی } ؛
کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این موسسه ، گردآورندگان و نویسندگان مقالات است.
برداشت مقالات تنها با ذکر منبع و درج
لینک فعال امکان پذیر است.